
<<... دلم گرفت وقتی که تو ٬گفتی عاشق نمیشم ...>>
<<... گفتی دیگه جمعه شبا٬ سنگی نزن به شیشم ...>>
<<...دلم گرفت وقتی >که تو٬ گفتی که عشق کدومه ...>>
<<... دلم گرفت تا فهمیدم٬ کار >دلم تمومه ...>>
<<... دور دلت دیواری بود٬ با خشت های محکم و سفت ...>>
<<... تا گفتی عاشق نمیشم٬ یه جورایی دلم گرفت ...>>
<<... خیال میکردم همیشه ٬ته دلت یه چیزی هست ...>>
<<... که قلب من بی ادعا٬ به پای عشق تو نشست ...>>
<<... دلم می خواد تو گریه هام ٬برام یه شاه پری بشی ...>>
<<... من می میرم اگه یه روز٬ تو مال دیگری بشی ...>>
<<... دلم گرفت تا گفتی که٬ روز وداع داره میاد ...>>
<<... گفتی که روز رفتنم٬ بی اطلاع داره میاد ...>>
<<... خواستی پری من نشو ٬پری که مال هرکی نیست ...>>
<<... خواستی فراموشم بکن٬ عاشقی هم زورکی نیست ...>>
<<... وقتی برای قلب تو٬ منم شدم مثل همه ...>>
<<... وقتی که این ترانه ها٬ برای چشم تو کمه ...>>
<<... باید برم باید برم٬ آخر عشقها رفتنه ...>>
<<... تصویر من کم کم داره٬ تو قاب چشمات میشکنه ...>>
<<... فرقی نکرده ماجرا ٬هنوز تو رویای منی ...>>
<<... حتی اگه خودت نخوای ٬عشق زیبای منی! ...>>
نوشته شده توسط تنها در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط تنها در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت

عشق فراموش کردن نیست .. بلکه بخشیدن است
عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است
عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است
عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است
نوشته شده توسط تنها در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم ![]()
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود![]()
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود ![]()
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد ![]()
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم ![]()
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست ![]()
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چه قدر شعر نوشتیم برای باران ![]()
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها ![]()
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد ![]()
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود ![]()
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود ![]()
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم ![]()
راز این شعر همین مصرع پایانی بود

نوشته شده توسط تنها در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 23:13 موضوع | لینک ثابت
كنار هر قطره اشكم هزار خاطره دفنه
اينقدر خاطره داريم كه گويي قدِ يك قرنه
گلو ميسوزه از عشقت عشقي كه مثه زهره
ولي بي عشق تو هر دم خنده با لبهاي من قهره
درسته با مني اما به اين بودن نيازارم
تو كه حتي با چشمهاتم نميگي آه دوسِت دارم
اگه گفتي دوسِت دارم فقط بازي لبهات بود
و گرنه رنگ خودخواهي نشسته توي چشمهات
رفتم از شهر خدا ستاره چيدم واسه تو
تو ستارمو سوزوندي آخرش گفتي برو
آي دلت بسوزه بي رحم تو اسير دلِتي
كاش ميدونستي عزيزم اون ستاره خودتي
تو سوزوندي خودتو با خودت منم سوزوندي
كاشكي دل نداشتيو جاش توي قلب من ميموندي
هرچي عشق تو دنيا من ميخواستم مال ما شه
اما تو هيچ وقت نزاشتي بينمون غصه نباشه
فكر ميكردم با يه بوسه با تو هم خونه ميمونم
نميدونستم نميشه آخه بي تو نميتونم
گِله ميكنم من از تو از تو كه اين همه بي رحمي
هزار بار مردم از عشقت تو كه هيچ وقت نمي فهمي
حالا از تو دورم هنوزم صبورم
به هيچكس نميگم شكستي غرورم
![]()
نوشته شده توسط تنها در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 22:56 موضوع | لینک ثابت
عشق یعنی تا سحر دریا شدن 

نوشته شده توسط تنها در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 22:3 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY